على محمدى خراسانى
511
شرح منطق مظفر (فارسى)
امّا اينكه نتيجه كاذب است به لحاظ اين است كه موضوع در نتيجه يعنى كلمهء خمسة در الخمسة زوج دو ملاحظه ندارد بلكه تنها به لحاظ تركيبى و خمسة بما هو خمسة مدّنظر قرار مىگيرد بدليل اينكه : بطور كلّى حكم بر هر عددى كه آن عدد فقط زوج است ( مثل عشره ) يا فقط فرد است ( مثل خمسة ) در صورتى صحيح و صادق است كه مركب بما هو مركب ملاحظه شود و به اين ملاحظه خمسة زوج نيست بلكه فرد است و اگر بخواهيم بهحسب تحليل و تفصيل ملاحظه كنيم ناچاريم به هردو حكم كنيم يعنى يا بگوئيم خمسة هم زوج است و هم فرد ، ثمانيه زوج و زوج است ، ستّه فرد و فرد است و چون در نتيجه گفتيم : الخمسة زوج و تنها زوجيّت بر آن بار شد ، اين كاشف از اينست كه حكم به ملاحظه خمسة بما هو خمسة است و به اين اعتبار خمسة زوج نيست بلكه فرد است ، لذا نتيجه كاذب است . خلاصه اينكه در صغرى و كبرى همين خمسه ، به ملاحظه تجزيه و تحليل به 2 و 3 موضوع واقع شده و لذا حكم در آن دو صادق بود ولى در نتيجه همين خمسه به ملاحظهء تركيب يعنى بما هي خمسة موضوع واقع شده و لذا نتيجه كاذب است . حال اگر بر شخص قايس يا بر مخاطب ، مطلب مشتبه شد و آنچه را كه در واقع مفصل است مركب كرد و حكم را براى مركب ثابت كرد البتّه دچار مغالطه شده و محاسبهاش غلط از آب درمىآيد . امّا قسم دوّم : آنجا كه موضوع مفرد است ولى محمول داراى دو يا چند جزء است ؛ كه اگر هر جزئى تنها و بهطور مستقل بر موضوع حمل شود قضيه درست است ولى اگر مجموع مركب بما هو مجموع ، حمل شود كلام كاذب مىشود . في المثل : آقاى زيد شاعر است ولى در شعر و شاعرى چندان مهارتى كسب نكرده ، متقابلا همين زيد در خياطى هم ماهر است ، مىگوييم : زيد شاعر ماهر در اينجا شخص گمان مىكند كه مجموع مركب از شاعر و ماهر كه صفت و موصوف هستند بر زيد حمل شده و معنايش اينست كه زيد شاعرى است كه در شعر مهارت دارد درحالى كه برحسب فرض بحث ما چنين نيست يعنى در كار ديگر ماهر است نه در شعر و شاعرى . امّا اگر آن دو را از يكديگر جدا كنيم و بگوئيم : زيد شاعر است بدون تقييد به مهارت ، صادق است يا بگوئيم ؛ زيد ماهر است بدون تقييد به شعر و شاعرى ، باز هم صادق است . ولى اگر امر بر كسى مشتبه شود و مفصل را مركب كند البتّه محاسبهاش